محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6422
تاريخ الطبرى ( فارسي )
از زنگيان كه وى را تا نهر عمر بن مهران تعقيب كرده بودند به او رسيدند . پيوسته به آنها حمله برد تا نيزه هايش بشكست و تيرهايش تمام شد و سلاحى با وى نماند ، آنگاه به كنار نهر رفت كه بگذرد ( 492 و اسبى را كه در زير داشت بانگ زد كه برجست اما پاهايش كوتهى كرد و در آب فرو رفت . شبل گويد : سبب قصور اسب در عبور دادن منصور از نهر آن بود كه يكى از زنگيان وقتى ديد منصور به طرف نهر مىرود و آهنگ عبور دارد با شنا برفت و از او سبقت گرفت و چون اسب برجست ، سياه پيش روى آن رفت و عقبش زد كه با هم فرو رفتند ، پس از آن منصور سر برون آورد و غلامى از سياهان از سردستگان مصلح به نام ابرون پايين رفت و سرش را بريد و جامه اش را برگرفت . از همراهان وى بسيار كس كشته شد ، خلف بن جعفر ، برادر منصور ، نيز با وى كشته شد . پس از آن يارجوخ قلمرو عمل منصور را به اصغجون سپرد . دوازده روز مانده از جمادى الاول اين سال مفلح كشته شد به تير بى پيكانى كه به روز سه شنبه به دو رسيد و به پهلوى پيشانيش خورد . به روز چهارشنبه فرداى آن روز جان داد ، پيكرش را به سامرا بردند و آنجا به گور كردند . سخن از سبب كشته شدن مفلح و اينكه چگونه تير به او رسيد ؟ از پيش گفتيم كه وقتى ابو احمد بن متوكل و برادرش معتمد خبر يافتند كه در بصره و ديگر سرزمينهاى اسلام نزديك آن با مسلمانان چه اعمال فجيعى شده ، ابو - احمد براى نبرد لعين از سامرا به بصره رفت . من سپاهى را كه ابو احمد و مفلح با آن مىرفتند در بغداد ديدم كه از باب الطاق گذشتند . در آن وقت من آنجا منزل داشتم ، شنيدم كه جمعى از پيران بغداد مىگفتند : « از خليفگان سپاههاى بسيار ديدهايم و مانند اين سپاه نديدهايم كه لوازم نكو و سلاح و تجهيزات كامل و شمار و جمع بسيار